تقویت عادت‌ های سودمند رهبری در کسب و کار

شعری انگلیسی با عنوان «من کیستم؟» از شاعری ناشناس، عادات انسانی را به‌خوبی توضیح می‌دهد:

من همراه همیشگی تو هستم.

من بهترین یاری‌دهنده و سنگین‌ترین بار مسئولیت تو هستم.

من تو را به جلو سوق می‌دهم یا تو را به سقوط وادار می‌کنم.

من کاملا تو را فرماندهی می‌کنم.

نیمی از کارهایی که انجام می‌دهی احتمالا به خاطر من است و من می‌توانم آن‌ها را به سرعت و دقت انجام دهم.

من به‌سادگی قابل مدیریت هستم. به من دقیق نشان بده که چه‌کاری باید انجام شود و بعد از چند بار تکرار، من به‌طور خودکار آن‌ها را انجام می‌دهم.

من خدمتکار همه‌ی انسان‌های بزرگ هستم و افسوس که در خدمت شکست‌های آن‌ها نیز هستم. آن‌هایی که شکست خورده‌اند، مسبب شکست‌هایشان من بوده‌ام.

من ماشین نیستم. اگرچه من همه دقت ماشین به علاوه هوش انسان را دارم.

ممکن است از من بهره بگیرید یا با من ضرر برسانید. در هر حال برای من فرقی نمی‌کند.

مرا دریاب، مرا آموزش بده و با من محکم باش و من تمام دنیا را زیر پای تو قرار می‌دهم.

در غیر این صورت، تو را نابود می‌کنم.

من کیستم؟

من عادت هستم.

عادت

تقریبا نیمی از فعالیت‌های روزمره‌ی بر اساس عادت است؛ چه عادت‌های خوب چه عادت‌های بد. شما بدون این‌که دربار‌ه‌ی آن‌ها فکر کنید انجامشان می‌دهید. شما عادت‌های ساده‌ای مانند راه رفتن دارید که وقتی آن را انجام می‌دهید، بدون نیاز به فکر کردن گام‌ها را یکی پس از دیگری برمی‌دارید و آن کار یا عادت را به‌درستی انجام می‌دهید. همچنین عادت‌های پیچیده‌تر دیگری مانند رانندگی کردن دارید؛ مثلا بعد از یک روز طولانی وقتی از سر کار به خانه می‌رسید، از خود می‌پرسید من چطور این همه راه را آمدم؟ عادت‌های مدرن دیگری نیز وجود دارد. مثلا شما از خواب بیدار می‌شوید و درحالی‌که هنوز چشم‌هایتان به‌خوبی باز نشده است، تلفن همراه خود را برمی‌دارید و ایمیل‌هایتان را می‌خوانید. چطور این عادت‌ها را مدیریت می‌کنید؟

از کارهای کوچک شروع کنید

کلید به پایان رساندن کارهای بزرگ این است که از کارهای کوچک آغاز کنید. دستاوردهای بزرگ مانند دویدن در یک مسابقه ماراتون، معرفی یک محصول جدید یا رسیدن به یک هدف فروش عالی، همگی از یک گام کوچک آغاز می‌شوند. گام‌های کوچک اما مستدام، شما را به مقاصد بزرگ می‌رسانند.

اولین قدم و مهم‌ترین آن این است که خودتان را بشناسید. ارزشمندترین دانش همانا خودشناسی است. نقاط قوت شما اگر به‌خوبی شناسایی نشده باشند، نمی‌توانند برای رسیدن به اهدافی که در سر دارید کارآمد باشند. به همین ترتیب، بزرگ‌ترین مسئولیت شما همان است که از آن بی‌خبرید.

Step by step

محرک‌های خود را بشناسید

در محل کار، درخواست‌ها ممکن است باعث شود شما عادت‌های سطح پایین انفعالی (به‌جای پیشگیرانه) از خود نشان دهید؛ یا عادت‌های مربی‌گری عالی خود را فراموش و رها کنید.

پس به محرک‌هایی خاص توجه کنید تا بتوانید این ۵ عادتی که یک رهبر عالی سازمانی دارد را از آن خود کنید:

۱. انتظارات را بیان کنید

۲. سؤال بپرسید

۳. با تیم همراه باشید

۴. کارایی و بهره‌وری را اندازه بگیرید

۵. از کارمندان و دیگر مردم قدردانی کنید

برای مثال، هر گاه به استرس دچار شوید به‌جای آنکه از همکاران و هم‌تیمی‌های خود درباره‌ی ورودی هر فرد در کار مورد نظر سؤال کنید، به آن‌ها خواهید گفت چه کارهایی انجام دهند. یک محرک دیگر می‌تواند طولانی شدن زمان جلسات باشد که وقتی بیش از حد طول بکشد، باعث می‌شود به اضطراب یا عجله دچار شوید و نتوانید با ۳ سؤال اساسی «چه چیزی، چه کسی و چه زمانی» جمع‌بندی کنید و به اعضای تیم این اطمینان را بدهید که با انتظارات هم‌راستا هستید. شاید دفعاتی باشد که کارها بر طبق روال و منظم پیش می‌رود و تیم عملکرد خوبی دارد؛ آن‌قدر که احساس راحتی کنید و این احساس راحتی طوری باشد که کار تیم به نظرتان ابتدایی باشد و تلاش و عملکرد آن‌ها را تشویق نکنید.

باید رفتار و عملی را برای خنثی کردن محرک‌ها در  نظر بگیرید تا بتوانید به‌طور مداوم عادت‌های مربی‌گری را بهبود بخشید.

به تیم خود متعهد باشید

ما معمولا نسبت به سایرین احساس تعهد بیشتری می‌کنیم تا نسبت به خودمان و دلیلی اصلی آن این است که تعهد به دیگران باعث می‌شود اعتبار جمعی بیشتری به دست آوریم. به همین دلیل حفاظت از عادت‌های سودمند برای اعضای تیم، چه از نظر فردی و چه از نظر حرفه‌ای، مهم است. با یاد داشته باشید که رهبری درست یعنی توجه به دیگران و نه خویشتن. هر بار که به یک عادت خوب رهبری متعهد می‌شوید در واقع بر زندگی و کار یکی از اعضای تیم تأثیر مثبت می‌گذارید که نتیجه‌ی آن روی کسب و کار و مشتریان بازتاب خواهد داشت.

هر بار که به یک فعالیت پاسخ «بله» می‌دهید و در عین حال یک عادت مثبت را فراموش می‌کنید، در واقع آن عضو تیم را از دست می‌دهید؛ چرا که او فرصت رشد کردن، موفق بودن و همه مزایای پیشرفت را از دست می‌دهد و اثر آن نه‌تنها بر خود او بلکه بر کل تیم و سازمان بازتاب خواهد داشت. 

نقش رهبری شما در زندگی بسیاری نمایان و تأثیرگذار است. بنابراین، بهتر است اهدافی نهایی و متقاعدکننده‌ برای رشد عادات مربیگری (به‌عنوان یک رهبر که قرار است هرروز آن‌ها را دنبال کند) پیدا کنید و سپس آن‌ها را با اعضای تیمتان به اشتراک بگذارید.

منبع: زومیت